گاه نویس

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

گاه نویس

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

گاه نویس

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

black white time

 آیا تا کنون برای شما پیش آمده است که  وقتی سرگرم تنظیم یک گزارش هستید، لحظه‌ای نگاهی به موبایل خود بیندازید و متوجه شوید که همین الان یک گروه وایبری جدید ایجاد شده و بعد با خود فکر کنید که چه کسی شما را به این گروه اضافه کرده و بعد هم درگیر مطالعه چند مطلب آخر آن گروه شوید و بعد هم فهرست اعضای آن گروه را ببینید و تلاش کنید حدس بزنید که از میان آنها چه کسی آشنای شما یا دعوت کننده‌ی شما بوده و در نهایت متوجه شوید که الان یک ساعت است که کاغذها و گزارش‌های خود را کنار گذاشته‌اید؟

 

تصمیم منطقی، مطالعه یک کتاب است که به هر دلیل به نتیجه رسیده‌ایم که مطالعه آن ضروری است. اما وسوسه احساسی، گذاشتن موبایل در کنار دستمان است. خصوصاً این احتمال وجود دارد که در دل خود به صورت ناخودآگاه، آرزو کنیم که هر لحظه پیامی یا پیامکی یا زنگی از راه برسد و من بتوانم با عذر موجه، خواندن این کتاب را رها کنم!

 

زمان‌های سفید را به رسمیت بشناسید. کسی می‌تواند زمان سیاه خوبی داشته باشد که زمان سفید را هم به خوبی تجربه کرده باشد. هیچ ایمیلی نیست که به خاطر پانزده دقیقه یا یک ساعت دیر جواب دادن، کسب و کار شما را با ورشکستگی مواجه کند (اگر واقعاً چنین ایمیلی وجود دارد، شما همین الان ورشکسته هستید! کسی که زندگی اقتصادیش در کشوری که اینترنت گاه یک روز کامل بدون توضیح مشخص وجود ندارد به تاخیر یک ساعته وابسته باشد، همین الان مرده است!). هیچ پیامکی نیست که دیر جواب دادن آن زندگی شما را نابود کند. و اگر الان واقعاً در انتظار چنین پیامکی هستید احتمالاً در زمان سیاه به سر می‌برید و نباید به زمان سفید یا خاکستری فکر کنید.

 

پ.ن:

این متن رو که گزیده خیلی کوچکی از سلسله پستهای سایت بسیار خوب متمم هست براتون گذاشتم. معمولا این سایت یکی از پاتوقهای من هست و قول میدم تمام مطالب مفید و ارزش سر زدن داشته باشن . واقعا توی این ایام که محتوایی فارسی خوب کم پیدا میشه یا همش کپی برداری هست این سایت و گردانندگان اون نعمتی هستند قابل شکرگزاری.

 

سایت متمم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۷ ، ۱۲:۲۰
امیر قائدی

حالا می‌توانم ریشۀ مشکلات اساسی ما در تولید و نشر محتوا را توضیح بدهم:

ساعت خلق ساعت نشر

عدم تمرکز ما، خستگی ما، ناتوانی ما در نوشتن و نشر محتوا، همه و همه به این دلیل است که دو مرحلۀ خلق و نشر را در هم خلط می‌کنیم.

یک جمله می‌نویسیم، ذوق تمام وجودمان را می‌گیرد، جختی می‌پریم توی اینستاگرام، جمله را که گذاشتیم، خواه‌ناخواآگاه ده تا چیز دیگر را هم می‌بینم و سر بلند می‌کنیم می‌بینیم نیم ساعت گذشته و هیچ‌درهیچ.

به خاطر همین است که روزبه‌روز کتاب‌خوانی برایمان سخت‌تر می‌شود، تعارف که نداریم، کتاب کاغذیِ بی‌رنگ‌ورو، همیشه از موبایل شکست می‌خورد، موبایل جاندار است، رنگین است و وسوسه کننده.

و درست به همین دلیل است که توان پرورش کامل هیچ‌کدام از ایده‌هایمان را نداریم. درنهایت به جایی می‌رسیم که حتی پست اینستاگرامی هم نمی‌توانیم بگذاریم، بسنده می‌کنیم به استوری که رویمان نمی‌شود ۲۴ ساعت بیشتر در دیدرس دیگران باشد.

بعد التحریر:

من این یادداشت را در ساعت خلق نوشته‌ام، تا ساعت نشر سر نرسد، دست به انتشار آن نمی‌زنم. هر چند وجودم سراسر وسوسه است تا این نوشته سریع‌تر توسط دیگران خوانده شود.

برای خواندن پست کامل به لینک زیر مراجعه کنید.

شاهین کلانتری 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۷ ، ۰۸:۴۸
امیر قائدی

سلام

کتاب «خارج از نوبت» مجموعۀ یادداشت‌های کوتاه رضا بابایی هست. این کتاب رو نشر فرهنگ معاصر سال 91 چاپ کرد و دیگه تجدید چاپ نشد. یکی از نوشته‌های الهام‌بخش این کتاب رو انتخاب کردم تا برای شما بفرستم.

مقبره حافظ

 شاعر ملی

شنیده‌ام بورخس گفته است: «مردم هر کشوری، به طور طبیعی و ناخودآگاه، شاعر یا نویسنده یا کتابی را به عنوان نماد ملی خود بر می‌گزینند که شباهتی به آنان ندارد!» مثلاً شکسپیرِ عاشق‌پیشه و رمانتیک کجا و انگلیسی‌های محافظه‌کار و کم‌حرف و سوداندیش کجا؟ سروانتس ودن‌کیشوت کجا و اسپانیای مهد خرافه‌گرایی و سنت‌پرستی اروپا کجا؟ شبیه همین فاصله‌ها میان گوته و آلمان، هوگو و فرانسه، وداستایفسکی و روسیه، کمابیش به چشم می‌خورد. بر پایۀ این نظریه ادبی، نمادهای ملی، اهمیت جامعه‌شناختی هم پیدا می‌کنند.

اگر این نکتۀ بورخس درست باشد-که به نظر من درست و مجرب است-شاعر ملی ما، بی‌هیچ شک و گمانی، حافظ است؛ چون:

  1. او در کار خود (شاعری) بسیار دقیق، سخت‌گیر، زحمت‌کش، با سلیقه، پرتوقع و ریزبین بود؛ اما بر دیگران سخت نمی‌گرفت و از کسی طلبکار نبود؛ برخلاف اکثر هم‌میهنان که در کار خود باری به هر جهت‌اند، اما به دیگران نمی‌رسند، مو از ماست بیرون می‌کشند و مته به خشخاش می‌گذارند و به طرز شگفتی بی‌ملاحظه و تندخو می‌شوند.
  2. بیش از پند، نقد را دوست می‌داشت و پیش از دیگران، خود را نقد می‌کرد.
  3. اخلاق‌گرایی را بر احکام‌پرستی، و اصلاح درون را بر ظاهرگرایی ترجیح می‌داد.
  4. با همه می‌ساخت، جز با ریاکارن مردم‌فریب و دین‌فروشان حرفه‌ای.
  5. کم‌گو بود و به‌رغم توانایی بسیار در ساختن غزل‌های فراوان و زیبا، از همه کم‌تر سخن می‌گفت. چند ایرانی فاضل و فرزانه را می‌شناسید که از مهارتش در نوشتن و گفتن نهایت استفاده را نکند؟
  6. باوجوداینکه شاعر بود، مبالغه نمی‌کرد و دچار جزم‌های حقیر و چندش‌آور نمی‌شد و دریافته بود که حقیقت، همسایۀ دیواربه‌دیوار افسانه است و از در و بام به هم راه دارند، و می‌دانست که «ره صومعه تا دیر مغان» به‌قدری نیست که بتوان «قوت بازوی پرهیز به خوبان» فروخت.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۷ ، ۰۸:۴۷
امیر قائدی